***خدا همیشه با ماست***

 تک و تنها زیر بارون...
تک و تنها زیر بارون...
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
یاد باد ان لحظه ها

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 31 تیر ماه سال 1386
علی...

سلام...

فکر کنم ۴ یا ۵ سالشه...

اونم اسمش رو علی گذاشتن...

بهش گفتم سلام علی آقا خوبی؟

گفت سلام علی تو خوبی؟ گفت علی مامانت بهترن؟

یه لحظه یه حالی بهم دست داد...

ای خدا....

به یاد خودم افتادم...

 این علی با اون علی...

گفتم آره علی مامانم بهترن...

بعدم گفتم علی آقا خدافظ و رفتم...

تا خونه از چشام اشک می اومد...

ببخشید...

حق دارید اگه نفهمید من چمه و چی میگم...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 22098


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...